عاج

Monday, October 21, 2013

سوت میکشم

کر بودم و کارم توی معدن بود. داستانم یواش یواش از دیواره ها آماس میکرد. 
Posted by بی at 11:10 PM
Email ThisBlogThis!Share to XShare to FacebookShare to Pinterest

No comments:

Post a Comment

Newer Post Older Post Home
Subscribe to: Post Comments (Atom)

Blog Archive

  • ►  2015 (22)
    • ►  March (1)
    • ►  February (1)
    • ►  January (20)
  • ►  2014 (117)
    • ►  December (16)
    • ►  November (39)
    • ►  October (4)
    • ►  August (7)
    • ►  July (12)
    • ►  June (13)
    • ►  May (13)
    • ►  April (1)
    • ►  February (4)
    • ►  January (8)
  • ▼  2013 (39)
    • ►  December (3)
    • ►  November (4)
    • ▼  October (9)
      • سوت میکشم
      • وااااو. از خوابم بیرون هم می آیی
      • به چشمانت نگاه می کنم: انعکاس تند آبی ماه ژوئن ...
      • نگا چقدر همه حرف دارن برای گفتن. چه با کمالات. آد...
      • یاد بگیر یادت برود
      • دلم یکجور ناجوری مستعد سوداست. خیلی زود جمله هایت...
      • دارد از پستی های صورتت تردید میریزد دخترک
      • گر دلی از غمزه دلدار باری برد مرد
      • وی رخ زرد به خون‌آبه منقش میداشت
    • ►  September (5)
    • ►  August (18)
Simple theme. Theme images by gaffera. Powered by Blogger.