یک جایی از جمله را کم آورده ای. آرنجت را سفت گرفته ای. چشم دوخته ای به عبور تمام ایستگاه های شهر. لاکت را آرام از پشت در می آوری قل میدهی وسط اتوبان یکی زیرش میکند. صدای کند و ممند ترک برداشتن و خرد شدن و شکستنش تکرار میشود. انگار هی دنده عقب بگیرد که دوباره از روش رد شود. که چند باره. یک نفر از پشت سرت چند کلمه ی نرم و پنبه ای جا میدهد توی گودی خالی شده کمرت. دقیقا همانجا که کم آورده ای. برمیگردی هیچ چیز نیست. هیچ کسی لطف به دست نهایستاده. انگار از اول چفت بوده ای. انگار یک توده ی گرم از جنس خودت همیشه آنجا بوده. ولی هزار بار غریبه.
Tuesday, November 18, 2014
یک آدم تنوع نطلب زاغارتی هستم که خودم فقط بهش آگاهم. بعضی وقتا فکر میکنم اگه پرنده بودم هم هیچی عوض نمیشد جز اینکه گوشه اتاق میشد گوشه شاخه. ازوناش نبودم که کون طی طریق در آسمان بیکران اینور به اونور داشته باشم عالم رو از زیر بالم ببینم بهم خوش بگذره. یعنی میخوام بگم اگه تغییر میکنم اگه مسیرم هی این ور اونور میشه اگه گه های مختلفی رو امتحان میکنم واسه اینه که مجبورم. تا از وضعیت موجودم اذیت نشم از جام تکون نمیخورم و به نظرم اونکه تکون میخوره بیماره و باید درمان بشه. خودم نسخه شو مینویسم شخصا.
Monday, November 17, 2014
هر آنچه سخت و استوار است اوریگامی میشود
دو گوشه چند تا ایمیل رو تا کرد بعد از وسط برگردوند شبیه موشک. گذاشت تو کیسه فریزر مخصوص تو کشوی میزش
از کنار باد بی محل رد میشم و تنه میزنه بهم. تعادلم رو از دست میدم. یدونه گرگ از درونم ول میکنم بره ببینه چیکار میتونه بکنه باهاش. نشستم پشت فرمون ضبط رو کم میکنی میگی این صدای کلاچ اذیتت نمیکنه چرا نمی بری چک آپ میگم چیزی نمیشنوم. میگی آها. گرگ چنگولاش تمیزه نتونسته کاری کنه سرخورده و وحشی تر برگشته کنار بقیه. میگم پولات رو چرا اینجا نگه داشتی وقتی خودت نیستی همش ببر اونجا. زندگیتو بکن. میگی هیچ جا اینقد سود نمیدن. صدا رو خودم زیاد میکنم میگی تو باز سرماخوردی. میگم نه بابا خوب شدم تازه. میگی تو دماغی پس چرا. میگم صبای پاییز اینطوری ام فک کنم. میخندی میگی نرو این روزا پارک. آلوده ست هوا بابا. باد این دفعه یک عالمه قاصدکای گنده و خاکستری میاره میریزه رو شیشه روبرو برف پاک کن میزنم. دخالت میکنی چون فک میکنی شیشه رو میخواستم بشورم و اشتباهی زدم. میگم کثیف تر شد که. میگی زندگیه دیگه.
Sunday, November 16, 2014
این شیر را ختنه کردی بچه آهوجان
تصمیم بعدیم اینه که با حرف آخر جمله ای که تو مغزم تموم میشه جک بسازم بهش بخندم و اینقدر بطور متمادی ادامه بدم تا در نهایت خنده هه مال من بشه واقعنی
صدا آخرین عضوه که می میره
چند سال گذشته و تاریخ هیچ چیز ثبت نکرده. کلا مدلشه تاریخ. از هر چی خوشش نیاد ثبت نمیکنه. من با پیژامه رو کاناپه لم دادم به حباب لامپ بالا سرم زل میزنم.هیچ کس توش نیست این دفعه. داستان از پشت حباب پر از اتفاق های کج و معوج که دست و پات رو باز گذاشته. کاغذ دیواریا فرق نکردن کهنه و کر و کثیف شدن ولی هنوز هیچکس نرفته پاره شون کنه. هیچ کس جرات نکرده.
چند تا سیم دارن اون تو رعد و برق درست میکنن رو هم. قصه همون وسطا شروع میشه. صداش میاد. یک جاهایی پرز بهش چسبیده. مشغول برداشتنش میشم. جدا نمیشن. دستم رو خیس میکنم میکشم روی تمام ماجرا . هیچی به دستم نمیاد.
Wednesday, November 5, 2014
ابر میشود
هنوز تا هوای مه گرفته روی بالکن اش سرد میشود؛ چشم اش را از آسمان برمیدارد، می اندازد به رخت آویز کناری. دستش را توی جیبش میکند سر انگشت اشاره اش را میگذارد لای نوک پرستو آرام بگیرد. بعد هرآنچه تو سینه اش جمع کرده فوت میکند بیرون
Monday, November 3, 2014
درون رابطه مان زنبق بود
هر روز بریده شدم بعد چند سال همسایه پایینی از سقفش خون آمد. ترسید. رفت و خانه متروکه شد همچنانکه میپسندیدم
.
روی سطح رقیق اتاق؛ آینه گذاشته بودم لباس های مرتب میپوشیدم و لبخند میزدم. چشمم نمیدید. نه قرمزی نه لباس نه خودم نه
شیارهای عمیق رویش
.
بدون اینکه بخواهم یا حتا بفهمم وضع اینطور بهتر میشود، از سر اتفاق، در و پنجره ها را باز کردم همه چیز بیرون ریخت جز
خرده های تیز و بلور گلدان که در آغاز بود. و عفونت
.
درون رابطه مان زنبق هست هنوز
Sunday, November 2, 2014
بازم شخمم بزن
دلتنگی شاخ و دم داره. اینجور وقتا با یه پلتیک کلهت رو از یقه میدی تو، دستاتم از آستین که معلوم نشی. میری به جنگ دیوا
غمت
وقتی خیلی بالا میشینی حواست رو هم فقط بین دور و بری هات تقسیم میکنی درحالیکه یکی از خیلی پایین هنوز یه گوشه کوچولو از حواسش دستنخورده برات نگه داشته عذاب وجدان نمیگیری؟
Friday, October 24, 2014
به نظر منکه هر آبی ای دریاست
من اون صفحه از تقویم رومیزی ام که خیلی عقب تر از امروزه موقع تلفن صحبت کردن کلمه های معنی دار بی ربط روم نوشتن موقع رفتن کندنم بعدم انداختن تو جوب. تو جوب خوبه. از لای بقیه ورقا بهتره
Subscribe to:
Posts (Atom)